سفارش تبلیغ
صبا
مستان ِ عاشق

دانش، گنجینه و کلید آن پرسش است . پس خدا رحمتتان کند بپرسید که به چهارکس پاداش داده می شود : پرسشگر و گوینده و شنونده و دوستدار آنها . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

نگارش شده به دست: اهورا هخا

نماز در دین زرتشت
شنبه 87 اسفند 3 7:21 عصر

نماز در دین زرتشت - نمازهای پنجگانه

نماز در دین زرتشت،نماز در دین زرتشت چگونه است،زرتشتیان چگونه نماز میخوانند،زرتشتیان چند بار در روز نماز میخوانند،متن نماز زرتشتیان،ترجمه متن نماز زرتشتیان،نماز زرتشتیان به چه زبانی است،

در فرهنگ زرتشتیان جشن به معنای ستایش و نیایش خداوند است . نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد  با اهورامزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش  اهورا مزدا  می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش  اهورا مزدا   بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا  از  بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید .

1 نیایش ( نماز ) روزانه که در پنج گاه ( زمان ) در شبانه روز انجام می شود .

نام پنج گاه نیایش ( نماز روزانه ) و زمان هر کدام بدین گونه است :

1-  گاه هاون : از برآمدن آفتاب تا نیمروز

2-  گاه رپیتون : از نیمروز تا سه ساعت از نیم روز گذشته

3-  گاه ازیرن : سه ساعت از نیمروز گذشته تا رفتن آفتاب

4-  گاه ائیوسروترم : از آغاز تاریکی شب تا پیش از سپیده دم

5-  گاه اوشهن : از سپیده دم تا برآمدن آفتاب

  لازم به توضیح است که نماز پنج گانه در دیانت زرشتی ???? سال دینی زرتشتی قدمت دارد و از هیچ دین دیگری گرفته نشده است.

نماز و نیایش در آیین زرتشتی به سه طریق خوانده میشود :

خوانـدن با صدای بلنـد

خواندن به صورت زمزمه یا واج

خواندن با منشن یا اندیشه بدون اینکه زمزمه ای شنیده شود 

ستایشهایی که به زبان اوستا است باید با آواز بلند و قسمتهای پازند را باید به زمزمه خواند . ستایش با منشن فقط به هنگام نام بردن در تندرستی یا مواقع دیگری که خواندن نیایش واجب نیست صورت میگیرد . نمازها و نیایـشها را میتوان به صورت ایستاده و یا نشسته خواند ، اما توصیه شده خواندن سروش باج و کشتی به صورت ایستاده انجام شود .

نماز گروهی

خواندن نماز و نیایش به شکل گروهی یا همازور شدن در ستایش بر سه گونه میباشد :

موبـد قسمتی از اوستا را خوانده و دیگران آن را تکرار میکنند .

گروهی یک قسمت از اوستا و یا نیایش را با هم با صدای بلند می خوانند .

ضمن خواندن اوستا توسط چند موبد دیگران بی صدا با حالت واج گوش داده و آن را زمزمه میکنند .

نیایش های گروهی معمولا به هنگام حضور دسته جمعی بهدینان در زیارتگاهها و همچنین آتشکده و مراسم گهنبار و  . . . انجام میشود .

متن کامل نمازهای زرتشتیان

هر نماز با این زمزمه آغاز می شود.

باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است.پیرو آموزشهای اهورایی هستم که از دیو (دروغ) و دو گانه پرستی به دور است.من یکتا پرست زرتشتی ام و تنهااهورا مزدا را در خور ستایش می بینم.

نماز گاه هاون (Havan): (از برآمدن خورشید تا نیمروز)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را (هاون)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده(ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه رپتون(Rapatvan)  : (از نیمروز تا پسین)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز را (رپتون)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه ازیرن(Oziran)  : (پسین تا فرورفتن خورشید)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را (ازیرن)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه سروثرم (Srusram): (فرورفتن خورشید تا نیمه شب)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب (ایوی سروثرم) پاک را.

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه ی رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

نماز گاه اشهن (Oshhan) : (از نیمه شب تا برآمدن آفتاب)

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه  (اوشهی ناای) پاک را.

من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نمانا) که پاک و دادگستر و سازنده است.

من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم.

 پس از خواندن نماز گاه بایسته، زرتشتیان  نماز سروش باج ، نیرنگ کشتی ، ستایش خدا ، تندرستی و برساد را می خوانند.به جز سروش باج بیشتر اوستاهای نام برده شده پازند است و پس از ساسانیان نوشته شده است.

 گوشه ای از سروش باج که هر زرتشتی بایسته است که آن را به خوبی بداند همان نیایشهای اشم وهو و یتا اهو هستند. که در پیش در پاره های پیشتر به آنها نگاهی انداختیم.

پاره ای از نماز ستایش خدا که پس از نماز هر گاه باید خوانده شود:

ای اهورا مزدا به یاری من آی من پرستنده اهورامزدا هستم . من پرستنده خرد نیک و پیرو زرتشت هستم . من خود را پیرو راستی و پشتیبان استوار در این دین می دانم و پیمان می گذارم که همه توان خود را در راه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک به کار برم. من به دین والای مزدا پرستی که دور کننده جنگ ، ناهماهنگی ، دشمنی و استوار کننده  هماهنگی و آشتی و دوستی است باور دارم.

همانگونه که خداوند راستی و دادگستر است ، رهبر دنیایی نیز باید به خاطر راستی و داگستری اش برگزیده شود.

 

هنگامیکه پیروان دروغ مرا با خشم و نفرت تهدید می کنند ، تنها تو ای اهورا مزدا و نیروی اهورایی که تو با اندیشه و منش نیک به من داده ای و کردار نیک که باراستی و داد که قانون همیشگی توست، مرا نجات می دهد.

ای اهورا مزدا مرا یاری کن.

آن تیزرو ، توان بدنی و روانی را که در آفرینش تو برای پیروزی بر بدی ها ارزانی می دارد ، تندرستی و شادمانی زندگی را به ما ارمغان می آورد ، در زمان بی کران ، و در زمانی که برابر با قانون دگرگون ناپذیر تو پایدار می ماند به من ارزانی دار......


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

ظهور زردشت پیامبر
شنبه 87 اسفند 3 7:16 عصر

بنابر داستانهای ایرانی، چند قرن قبل از میلاد مسیح، پیامبری در ایران- وئجه، یعنی (وطن آریاییها)، ظهور کرده بود که مردم زمان او را(زره توشتره) می نامیدند. ولی یونانیان، چون تلفظ نام فارسی این پیامبر عاجز بودند، نام وی را بصورت (زوروآسترس) تلفظ میکردند. مطابق روایات، تولد وی رنگ آسمانی داشت و آن چنان بود که فرشته نگاهبان وی به درون گیاه (هومه) رفت و با شیره ای که از آن گرفته بود، به تن کاهنی که قربانی مقدس میکرد، درآمد. درهمین زمان، شعاعی از جلال آسمانی به سینه دختری فرود آمد که نسب عالی و شریف داشت. آن  کاهن دختر را تزویج کرد و دو زندانی تن های ایشان یعنی فرشته و شعاع، در هم آمیختند و از میان زردشت بوجود آمد. در همان روز که متولد شد به صدای بلند خندید. ارواح پلیدی که برگرد هر موجود زنده ای جمع میشوند، ترسناک و پریشان شدند و از کنار وی گریختند.


 چون سخت دوستدار حکمت و عدالت بود، خود را از اجتماع مردم بیرون کشید و در تنهایی کوهستان زندگی میکرد و خوراکش پنیر و میوه های زمین بود. شیطان خواست تا وی را بفریبد، ولی کامیاب نشد. سینه اش را به ضرب خنجر دریدند و اندرونه وی را با سرب گداخته پر کردند، ولی زردشت لب به شکایت نگشود و از ایمان به اهورامزدا، پروردگار نور و خدای بزرگ، دست بر نداشت. اهورا مزدا بر وی ظاهر شد و کتاب (اوستا) را در کف وی گذاشت و به او فرمان داد که مردم را به آن بخواند و پند دهد. مدت درازی همه او را ریشخند میکردند و آزارش میدادند تا اینکه شاهزاده ای ایرانی بنام (ویشتاسپ)، سخنان وی را شنید و فریفته آنها شد و وعده کرد که دین تازه را میان مردم پراکنده سازد. به این ترتیب بود که دین زردشت در جهان پیدا شد.


زردشت خود مدت درازی بزیست تا اینکه برقی از آسمان بر او زد و آن پیغمبر به آسمان صعود کرد.



منبع : تاریخ تمدن ، نوشته ویل دورانت ، کتاب نخست ، فصل سیزدهم ، پارس

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

گناهان جسمانی دوشیزگان و مردان پارسی-ازدواج-زنان
شنبه 87 اسفند 3 7:14 عصر

کیفر گناهان جسمانی در شریعت زردشت،مانند شریعت یهودی بسیار سخت بود.استمنای با دست را با شلاق زدن کیفر میکردند.کیفر لواط و زنا آن بود که زن یا مردی را که مرتکب چنین گونه اعمال میشدند ،بکشند.زیرا از مار خزنده و گرگ زوزه کش بیشتر مستحق کشتن هستند.به گفته هرودوت، پارسیان ربودن زنان را بوسیله زور و قدرت،کار ناپاکان و بدان میدانند.ولی در فکر انتقام برآمدن پس از ربوده شدن زنی،کار احمقان است و آنان را از یاد بردن کار فرزانگان چه واضح است که اگر خود زنان به این کار مایل نباشند،هرگز کسی نمیتواند آنها را برباید.چون فرزندان به سن رشد میرسیدند، پدرانشان اسباب کار زناشویی ایشان را فراهم می ساختند.دامنه انتخاب همسر وسیع بود،زیرا چنانچه روایت شده ، ازدواج میان خواهر و برادر،پدر و دختر،و مادر و پسر معمول بوده است.کنیزک و همخوابه گرفتن عنوان تجملی داشت که تنها مخصوص ثروتمندان بود.اعیان و اشراف چون برای جنگ براه می افتادند پیوسته دسته ای از این همخوابگان با خود همراه میبردند.شمار کنیزکان حرم شاهی را در دوره های متاخر شاهنشاهی،میان 329 و 360 گفته اند،چه در آن زمان عادت بر این جاری شده بود که جز در مورد زنان بسیار زیبا،هیچ زنی از زنان حرم دو بار همخوابه شاه نمیشد.در زمان زردشت پیغمبر،زنان همان گونه که عادت پیشینیان بود،منزلتی عالی داشتند.با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم آمد و شد میکردند.صاحب ملک و زمین میشدند و در آن تصرفات مالکانه داشتند و می توانستند مانند اغلب زنان روزگار حاضر،به نام شوهر یا به وکالت از وی ، به کارهای مربوط به او رسیدگی کنند.پس از داریوش بزرگ،مقام زن ،مخصوصا در میان طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد.زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند،آزادی خود را حفظ میکردند.ولی در مورد زنان دیگر،گوشه نشینی زمان حیض که برایشان واجب بود،رفته رفته ادامه پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعیشان را فرا گرفت و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار میرود.زنان طبقات بالای اجتماع جرات آن نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند.هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با مردان آمیزش کنند.زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد را ببینند.در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده ،هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد.


کنیزکان آزادی بیشتری داشتند،چه لازم بود از مهمانان خواجه خود پذیرایی کنند.زنان حرم شاهی، حتی در دوره های اخیر نیز در دربار تسلط فراوان داشتند و در کنکاش کردن با خواجه سرایان و در طراحی وسایل شکنجه با شاهان رقابت میکردند.

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

پارسیان زیبا
شنبه 87 اسفند 3 7:13 عصر

پارسیان زیباترین ملتهای خاور نزدیک در روزگارهای باستانی بوده اند.تصاویری که در آثار تاریخی بر جای مانده،نشان میدهد که آن مردم میانه بالا و نیرومند بوده و بر اثر زندگی کردن در نقاط کوهستانی،سختی و صلابت داشته اند،ولی ثروت فراوان سبب لطافت طبع آنان بوده است.در سیمایشان آثار تقارن مطبوعی دیده میشود و مانند یونانیان بینی کشیده داشته اند.در اندامهایشان آثار نجابت مشهود بوده است.لباسهایی مانند مردم ماد بر تن میکردند.بعدها خود را به زیورآلات مادی نیز می آراستند.جز دو دست،باز گذاشتن هر یک از قسمتهای بدن را خلاف ادب می شمردند و به همین جهت سر تا پایشان با سربند یا کلاه یا پاپوش پوشیده بود.شلواری سه پارچه و پیراهنی کتانی و دو لباش رو می پوشیدند که آستین آنها دستها را می پوشانید و کمربندی بر میان خود می بستند.این گونه لباس پوشیدن سبب آن بود که از گزند گرمای شدید و سرمای جانکاه زمستان در امان بمانند.امتیاز پادشاه در آن بود که شلوار قلاب دوزی شده با نقش و نگار سرخ می پوشید و دکمه های کفش وی به رنگ زعفرانی بود.اختلاف لباس زنان با مردان تنها در آن بود که گریبان پیراهنشان شکافی داشت.


مردان موی چهره را نمی ستردند و گیسوان را بلند می گذاشتند.بعدها بجای آن گیسوان عاریه رواج پیدا کرد.چون در دوران شاهنشاهی ثروت مردم زیاد شد،زن و مرد به زیبایی ظاهر خود پرداختند.جهت آراستن صورت،غازه و روغن بکار میبردند و برای آنکه درشتی چشم و درخشندگی آنرا نشان دهند،سرمه های گوناگون استعمال میکردند،به این ترتیب در میان آنان طبقه خاصی به نام (( آرایشگران)) پیدا شد که یونانیان آنرا((کوسمتای))مینامیدند و کارشناس در هنر آرایش بودند و کارشان تزئین ثروتمندان بود.پارسیان در ساختن مواد معطر مهارت فراوان داشتند و پیشینیان چنان معتقد بودند که گردها و عطرهای آرایش را نخستین بار همین مردم اختراع کرده بودند.شاه همیشه با جعبه ای از مواد معطر برای جنگ بیرون میرفت و خواه پیروز میشد،خواه شکست میخورد،پس از هر کارزار با روغنهای خوشبو خود را معطر می ساخت

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

آئین مزدک
شنبه 87 اسفند 3 7:13 عصر

بنا به گفته کریستین سن، ایران شناس دانمارکی،آئین مزدک یکی از شاخه های دین مانی است که در روم و در روزگار دیوکلسین بوجود آمد.پایه گذار این آئین شخصی بنام زرتشت فرزند خُرکان بوده است.به گفته همین ایران شناس،خُرکان از مردم فسا بوده و همان است که موسس آئین مزدک بوده است.زرتشت حامی مزدک بوده است.محققان معترف هستند که اطلاعات درباره مزدک بسیار اندک است.آنچه درباره او بدست آمده مقرون به صحت نیست.در مورد زادگاه او نیز وضع چنین است و خلاصه همان اطلاعات داده شده نیز با احتمال و تردید همراه است.شاید زادگاه او شهر فسا باشد.شاید زرتشت همان بوندوس باشد که از روم به ایران آمده است.طبری مورخ مشهور زادگاه مزدک را شهر مدریا در شمال شرقی دجله میداند.برخی اسم مزدک و پدرش را بامداد میدانند.دینوری میگوید مزدک از مردم استخر بوده است.در منابع عربی آمده است که مزدک فرزند بامداد در سده پنجم میلادی در زمان پادشاهی قباد ظهور کرد.قباد از پیروان او گردید.در ترجمه طبری آمده است که چون ده سال از عهد قباد بگذشت،مردی بنام مزدک در خراسان و در شهر نسا ادعای پیامبری کرد.بدون شک منابع عربی بنا به عادت دیرینه ،در تحریف بیوگرافی و عقاید مزدک کوشیده اند و تا آنجا که توانسته اند در تهمت بر مزدک و جعل مطالبی منسوب به او خودداری نکرده اند.بنابر این چون تاریخ آن بدست دشمنان تدوین شده و چهره اش را قلم معاندان بر صفحه روزگار نقش کرده اند نمیتوان تصویر روشنی از گفته ها و نوشته هایش بدست داد.ولی آنچه مسلم است این است که مزدک یکی از پیشوایانی بود که اهمیت مسائل اقتصادی و مادی را در زندگی انسانها دریافته و راهی باز کرده که در صورت موفقیت،دگرگونی های ناپیوسته ای در جهان بوجود می آورد.آئین مزدک شاید نخستین دینی بود که امور اقتصادی و مذهبی را با هم آمیخته بود و گامی بود برای بهبود وضع طبقات محروم . این دین زودتر از دورانی که جبر تاریخ اجازه میداد ،مطرح شده بود.مزدکی گری حاکی از جهش فکری عظیمی بود که در جامعه ای متعصب و خشک مغز، محال بود بوجود بیاید و ریشه بدواند

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

خط میخی پارسی باستان
شنبه 87 اسفند 3 7:6 عصر

خط میخی پارسی باستان از خطهای میخی ایلامی و بابلی زاده شده است.این خط در نگاه نخست فرقی با دیگر خطهای میخی ندارد،اما در یک نگاه در می یابیم که این خط دارای ویژگیهای خود است و مخصوصا از نظر سادگی نشانها و شمار محدود آنها کاملا متفاوت از دیگر خطهای میخی است.خط میخی پارسی باستان،36 حرف یا نشان و 8 هزوارش(ایدئوگرام یا لوگوگرام) دارد و از چپ به راست نوشته میشود.ویژگی این خط نسبت به خطهای میخی دیگر این است که:


1-هیچ نشانی کمتر از دو میخ(جز نشان فاصل و نشان عدد 1)و بیش از پنج میخ(جز هزوارشهای زمین و اهورامزدا)ندارد.


2-هیچ نشانی بیش ازچهار میخ افقی ندارد(جز هزوارش اهورامزدا)


3-هیچ نشانی بیشتر از سه میخ عمودی ندارد.


4-در هیچ نشانی بیشتر از دو عنصر زاویه که خود از دو میخ درست شده است وجود ندارد.(جز هزوارشهای زمین و اهورامزدا)


5-جز در نشان "وی" هیچگاه دو میخ همدیگر را بصورت عمود بر هم قطع نمی کنند.


 


کهن ترین نبشته هایی که به این خط به دست آمده،یکی از لوح های زرین آریامنه و ارشام و سنگ نبشته های منسوب به کوروش بزرگ در پاسارگاد میباشند.متن لوح زرین آریامنه چنین است:آریامنه شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه در پارس،پسر چیش پیش شاه،نوه هخامنش.این کشور که من دارم،دارای اسبان خوب و مردان خوب است،خدای بزرگ اهورامزدا به من داد.به درخواست اهورامزدا من شاه در این کشورم.اهورامزدا ورا پشتیبانی فرماید.


لوح زرین ارشام پسر آریامنه با تفاوتی بسیار ناچیز دارای همان متن لوح آریامنه است و نوشته منسوب به کوروش کبیر تنها از چهار واژه درست شده است.من کوروش،شاه هخامنشی


اگر در زمان کوروش کبیر خط میخی پارسی باستان وجود میداشت،بیشتر از آریامنه و ارشام،او میتوانست خود را شاه شاهان بخواند اما در همه نبشته های منسوب به او تنها این چهار واژه بدست آمده است.این عبارت دروغ نیست اما در مقایسه با لوح های آریامنه و ارشام،در ارتباط کوروش کبیر حق مطلب ادا نشده است.هزوارشها پس از سنگ نبشته  داریوش در بیستون ساخته شده اند.واژه شاه بیش از صد بار در بیستون تکرار میشود که اگر بصورت هزوارش نوشته شود،در بیستون ،ششصد نشان خط میخی پارسی باستان کمتر میشد.همچنین از هزوارشها تنها هزوارش شاه در سنگ نبشته های (به غیر از بیستون)داریوش آمده است و پیداست که دیگر هزوارشها پس از داریوش فراهم آمده اند.بنابر این دامن و آستین لباس کوروش به راستی نمی توانسته اند در زمان خود او دارای نبشته ای به خط میخی پارسی باستان و استفاده از هزوارش شاه باشند.همچنین داریوش بزرگ در بند هفتاد متن ایلامی در بیستون،خود را پدید آورنده خط آریایی میداند.ترجمه بند هفتاد متن ایلامی چنین است.داریوش شاه میگوید:با یاری اهورامزدا خطی درست کردم از نوعی دیگر،یعنی به آریایی.آن که پیش از این نبود،هم بر لوح های گلی،هم بر پر گامنت.همچنین امضا و مهر کردم.این خط نوشته شده و برایم خوانده شد.سپس فرستادم این خط را به همه کشورها.مردم این خط را آموختند.


مجموع این دلایل ثابت میکند که پیش از داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان وجود نداشته و این خط به دستور داریوش بزرگ برای اینکه جوابگوی امپراطوری چند ملیتی ایران باشد به یکباره ابداع گردید.


 


                                                     درود بر داریوش بزرگ


 


 


 


بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

زندگی در دوران هخامنشی 2
شنبه 87 اسفند 3 7:4 عصر

دین  
از مجموعه مدارک موجود مربوط به دین ایرانیان ، چنین مى توان نتیجه گرفت که اقوام آریایى پیش از استقرار در سرزمین ایران ، براى برخى از مظاهر طبیعت ، مانند ماه و خورشید و باران ، احترامى ویژه قایل بوده اند. چنین به نظر مى رسد که اقوام آریایى نیز همانند بسیارى از اقوام قدیمى دیگر، مانند مصریان و بابلیان ، احترامى خاص نسبت به خورشید داشته اند. در عین حال ، آریاییان سنت قدیمى احترام به آتش و کوشش در جهت نگهدارى آن را که ناشى از نیاز طبیعى اقوام بدوى به آتش بوده است ، براى خود هم چنان حفظ کرده بودند از سوى دیگر، به نظر مى آید که در اوایل عهد هخامنشیان ، آئین زرتشت نفوذ زیادى در ایران نداشته است در این باره ایوانف در کتاب تاریخ ایران باستان مى نویسد:
با داورى از روى سنگ نبشه هاى داریوش اول و خشایارشا که تا روزگار ما رسیده است . دین پارسیان وجوه مشترکى با آیین زرتشت دارد. اهورامزدا را چون خداى بزرگ (اما نه یگانه ) مى شناسند و اعتقادات دوگانه گرایى دارند. برخى از دانشمندان در این تفاوت ها گواهى بر وابستگى نداشتن دین آغازین هخامنشیان به آیین زرتشت مى بینند که در خطوط کلى ، گرامى داشت فرد را تنها چون بازتاب مرده ریگى یگانه در خود دارد. به نظر مى رسد هخامنشیان ، دین تازه را پیگیرانه نپذیرفتند. این دین در زیر تاثیر تصورات دینى محلى تغییر شکل داده بود. در مورد دین هاى مغان و کاهنان پارسى و ماد باستان نیز ابراز تردید مى شود برخى بر این پندارند که اینان در آغاز زرتشتى نبوده اند و سپس زرتشتى شدند و شکل آیین زرتشت را تغییر داده یا آن را تحریف کرده اند اما در هر حال در سرتاسر روزگار هخامنشى مغان ، صرف نظر از این که بى درنگ پس از پدید آمدن تعلیمات نو، زرتشتى شده بودند و یا این که دیرى پس از آن ، این دین را پذیرفته باشند، کاهنان دین زرتشت بودند این نیز احتمال دارد، چون که در سده هاى ششم تا پنجم ق .م . آیین زرتشت در پارس رو به گسترش بود و پادشاهان هخامنشى با آن که برترى تعلیمات دین زرتشت را چون دین رسمى خویش ارزیابى کرده بودند، با این همه از نیایش خدایان کهن که نماد نیروهاى سرکش بود و قبیله هاى پارس آنان را مى پرستیدند، دست نکشیدند، اما گرامى داشت اهورامزدا بالاتر از دیگر خدایان بود.
مالیات  
در زمان کوروش و کمبوجیه ، هنوز روش منظم مالیاتى که بر مبناى محاسبه شرایط اقتصادى کشورهاى زیر سلطه ى هخامنشیان مقرر شده باشد، وجود نداشت .
این کشورها هدایا و مالیات هایى به فراخور مى دادند که به طور مسلم بخشى از آن ها به صورت جنسى بوده است .
چنان که ذکر گردید در سال 518 ق .م . داریوش اول براى مالیات هاى دولتى ، نظام جدیدى ایجاد نمود، هر ساتراپ موظف گردید براى هر منطقه بر حسب وسعت زمین زیر کشت و درجه حاصلخیزى آن ، که از پیش به طور دقیق معین شده بود مبلغ مالیات را نقدا پرداخت نماید.
پارسیان خود بعنوان ملت حاکم ، ناگزیر به پرداخت مالیات نقدى نبودند، لیکن ظاهرا از دادن مالیات هاى جنسى معاف نمى شدند.
ملل دیگر از جمله سکنه ى کشورهاى خود مختار (فینیقیه ؟ و غیره ...) سالیانه مجموعا قریب 740،7 تالان بابل مالیات مى پرداختند. در عین حال ، قسمت اعظم این پرداخت ها از سوى کشورهایى بود که به لحاظ اقتصادى پیشرفته ترین ممالک آسیاى صغیر از جمله : بابل ، سوریه ، مصر بودند.
روش تقدیم هدایا حفظ شده و به هیچ وجه داوطلبانه نبوده است . کشورهایى که خود داراى معادن فلز نبوده اند، مى بایست براى پرداخت مالیات ها، کالاى کشاورزى و صنعتى خود را به فروش رسانده و در ازاى آن ، نقره را به عنوان مالیات پرداخت نمایند.
به طورى که اسناد موجود نشان مى دهد مالیات هاى جنسى به صورت آرد، جو، احشام ، آبجو و غیره پرداخت مى شده است .
به موازات مالیات هایى که بر دوش ملل تابعه سنگینى مى کرد، مخارج ساتراپ ها و دربار آنان نیز به عهده همین ملت ها بود.
میزان مالیات هایى که در دوره ى داریوش اول معین شده بود، علیرغم تغییرات مهم اقتصادى که در کشورهاى تحت سلطه ى پارسیان بوجود آمد، تا پایان دوره ى امپراتورى هخامنشى تغییرى نکرد.
نظام پولى  
در امپراتورى هخامنشى سکه هاى گوناگونى ضرب مى شد، این سکه ها عبارتند از:
1 -
سکه شاهنشاهى . 2 - سکه ساتراپ ها. 3 - سکه ایالتى با تصویر شاهنشاه . 4 - سکه محلى .
در سال 517 ق .م . داریوش اول - براى اولین بار - سکه اى که براى سراسر امپراتورى داراى اعتبار باشد، درست کرد که بعنوان پایه ى نظام پولى امپراتورى قرار گرفت . این سکه درایک طلا بود که 4/8 گرم وزن داشت . ضرب سکه طلا منحصر به شاهنشاه بود و به سبب این که فقط 3 آن از آلیاژى دیگر بود، در طى چند قرن مهم ترین سکه رایج در دنیاى تجارت آن روزگار بود. نوع اصلى سکه هاى رایج از جنس نقره بود که 6/5 گرم وزن داشته و از نظر ارزش یک بیستم درایک بود و معمولا در ساتراپ هاى آسیاى صغیر ضرب مى گردید.
ارزش طلا و نقره اى که در گنجینه هاى شوش ، تخت جمشید و سایر شهرها نگهدارى مى شد، در اواخر دوران هخامنشیان بالغ بر 630،235 تالنت بود. در چنین شرایطى ، پول هایى که بعنوان مالیات هاى دولتى جمع آورى مى شدند، ده ها سال در گنجینه سلطنتى انباشته شده و عملا از جریان معاملات و داد و ستد خارج مى گردیدند و تنها مقدار اندکى از آن ها به عنوان مزد کارگران و مخارج دربار و دستگاه ادارى خرج مى شد. به این دلیل بود که در تجارت و داد و ستد کمبود سکه بسیار محسوس گشته و تاثیر نامطلوبى در نظام پولى گذارده بود . همین امر، روش مبادله کالا را تقویت کرده و جریان اقتصادى را به سوى کامل کالا مى کشانید.

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

زندگی در دوره هخامنشی 1
شنبه 87 اسفند 3 7:3 عصر

خانواده و تعلیم و تربیت  
در این دوران خانواده بر بنیان پدرسالارى استوار بود، در عین حال زنان نیز از حقوق اجتماعى قابل توجهى برخوردار بوده اند. آنان حق رفت و آمد آزاد داشتند و مى توانستند املاک و اموالشان را با اراده و میل خود واگذار نمایند. ظاهرا با تشکیل حکومت مرکزى به ویژه از زمان داریوش اول موقعیت زنان در ایران تنزل نمود و به قصد محدود نمودن قدرت زنان ، براى زنان خانواده هاى ثروتمند، محدودیت هایى قائل شدند. به هر حال در جامعه ایران باستان و در نزد طوایف آریایى هیچ گاه تساوى بین زن و مرد وجود نداشته است . در حالى که مردان آریایى قادر به انتخاب زنان متعدد بوده و حتى مى توانستند براى خود حرمسرا تشکیل دهند، نسبت به وفادارى زن به شوهر قوانینى سخت وضع گردیده بود.
یکى از وظایف اساسى زنان به وجود آوردن فرزندان متعدد به خصوص ‍ اولاد ذکور بود. اغلب به خانواده هاى پراولاد جوایز و کمک هایى از طرف پادشاه داده مى شد. سقط جنین از گناهان کبیره محسوب مى گردید طبیعتا اولاد ذکور عامل عمده تولید اقتصادى و دفاع نظامى محسوب مى گردید فرزندان 5 سال اول زندگى خود را تحت سرپرستى مادر بوده و از آن پس ، تربیت آنان زیر نظر پدر انجام مى گرفته است .
به منظور تربیت فرماندهان و منشیان دولتى ، تعلیم و تربیت فقط در انحصار و ویژه ى خانواده هاى نجبا و اشراف بوده است .
تعلیم و تربیت طبقات خاص معمولا توسط روحانیون در خانه و یا معابد انجام مى گرفته است .
چنین معمول بود که مکتب خانه ها دور از بازار و محل کسب که آلوده به زد و بند و سوگند دروغ و تقلب بوده است ، باشد، مفاد درسى اغلب شامل رونویسى و خواندن اوراد مذهبى از روى اوستا بوده است ، ایرانیان فرزندان خود را از کودکى به فنون نظامى ، تیراندازى و سوارى آشنا مى نمودند.
از نظر خط و نگارش باید یادآور گردید که در این دوران چون تعداد کسانى که با نوشتن خط میخى پارسى آشنا باشند کم بوده اند، لذا کتیبه ها و نوشته ها به خط پارسى آرامى ، عیلامى و گاهى بابلى نوشته مى شد.
طبقات اجتماعى  
خانواده سلطنتى ، در راس قدرت و سازمان اجتماعى و با تمام امتیازات ویژه اقتصادى و سیاسى قرار داشت . خانواده سلطنتى به اتفاق برخى خاندان هاى بزرگ پارسى ، طبقه ى ممتاز جامعه را تشکیل مى داده اند.
بیش تر وظایف فرماندهى سپاه و حکومت ایالات با اعضاى این خانواده ها بود، تنها روساى خانواده هاى بزرگ پارسى ، حق ورود به دربار سلطنتى را داشتند بعد از اشراف و نجبا، مستخدمین دولت و دبیران که طبقه ادارى مملکت را تشکیل مى دادند، قرار داشته ، کسبه ، تجار و دهقانان در طبقات پایین تر اجتماع قرار مى گرفتند.
در مورد نظام بردگى در دوران هخامنشى اطلاعات زیادى در دست نیست اما بى گمان نظام کار و بهره بردارى از نیروى انسانى به شیوه روم ، یونان و بین النهرین (میان رودان ) نبوده است .
پیشه وران و سازمان هاى صنعتى  
در این دوران اساس اقتصادى ایران بر نظام کشاورزى و شبانى استوار بوده است . انجام امور بازرگانى و بسیارى از مشاغل و حرف صنعتى ، در دست ملل تابعه نظیر مصریان و فینیقیان بود. بنابراین ، اقتصاد شهرى ، شامل کار و پیشه هاى گوناگون در داخل شهرها بوده است . بسیار محتمل است که صاحبان بعضى از مشاغل ، به منظور تبادل نظر در مورد مسائل و رفع مشکلات شغلى یکدیگر، اجتماعى داشته اند که هسته هاى اولیه ى سازمان هاى صنفى را در قرون بعد تشکیل داده است .
در عین حال باید در نظر داشت که به سبب اقدامات بزرگ ساختمانى و ایجاد راه ها و جاده ها، سازمان منظم و متمرکز دولتى براى تهیه کارگران و پیشه وران تقسیم کار و پرداخت مزد وجود داشته است .
مدارک و الواحى که از تخت جمشید به دست آمده نشانگر آن است که در این دوره ، یک سلسله مقررات اجتماعى و حقوقى براى تعیین و تثبیت حقوق کارگران وجود داشته است .
گریشمن مى نویسد:
در آن جا حقوق وظیفه ى کارگران دقیقا تعیین شده و مزد یک کودک ، یک زن ، یک مزدور و با یک پیشه ور مشخص شده است . حتى مزد روحانیون که در خدمت دین بودند ثبت شده است .
-
در این زمان ، سازمان ها و مراکزى براى جمع آورى کارگر ایجاد شده بود که شعبه هایى در ممالک مختلف شاهنشاهى داشته است

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

سرزمین اهورا یی پارس
شنبه 87 اسفند 3 7:2 عصر

تخت جمشید دوازده و نیم هکتار است.سنگهای مورد استفاده در تخت جمشید از دو جنس هستند.سنگ صخره ای از


جنس آهکی به رنگ خاکستری شفاف که از کوه های اطراف بودند و سنگ صخره ای از جنس آهکی ولی سخت تر


و به رنگ خاکستری مایل به سیاه که ازمعدن های سنگ در نزدیکی تخت جمشیدمی آوردند.


در زمان حکومت داریوش بزرگ بعد از آنکه کل سکوی تخت جمشید تاسیس شد،اولین مکانی که ساخته شد کاخ آپادانا


 بود که به معنی بارعام و جای ویزیت مهمانهاست.سپس به دستور داریوش بزرگ کاخ تچر ساخته شد که به عنوان کاخ


خصوصی شاه بوده است.تچر را خانه زمستانی معنا کرده اند.سنگهای این کاخ خاکستری و صیقل خورده بودند،به طوری


که تصویر افراد بر آن می افتاده است به همین جهت آنرا تالار آینه می نامیدند.


ستون های کاخ تچر احتمالا از جنس چوب بوده اند، زیرا هیچ اثری از آنها باقی نمانده است


کف اتاق ها را با فرش قرمز رنگ ویژه دوره داریوش پوشانده بودند که هنوز هنوز اثر آن سنگهای قرمز رنگ در اتاق های


شمالی یافت می شود .بر درگاه های تالار مرکزی نقش داریوش بزرگ با خدمه اش هک شده است


در کتیبه ها آمده است که خشایارشاه، اهورا مزدا را می ستاید و خودش و پهنای امپراطوری اش را می شناساند


و سپس می گوید:


 به درخواست اهورامزدا این تچر را داریوش شاه که پدر من بود برآورد.بادا که اهورامزدا و دیگر ایزدان مرا و آنچه را که کرده ام


و پدرم داریوش شاه کرده است بپاید.


داریوش بزرگ سی و پنج سال حکومت کرد و پس از آن پسرش خشایارشاه به حکومت رسید.دروازه ملت ها،کاخ


انتظار،خیابان سپاه،کاخ هدیش،حرمسرا و قسمتی از کاخ صدستون در دوران خشایارشاه ساخته شد.


پس از خشایارشاه ،اردشیر اول به حکومت رسید که کاخ صدستون را کامل کرد و خزانه شاهی را نیز به اتمام رساند.


چهارمین پادشاهی که در ادامه ساخت تخت جمشید دست داشت، اردشیر دوم بود.البته در زمان وی بیشتر ساخت پله


ها و کتیبه ها انجام شده است.


تخت جمشید در طول یکصد و بیست سال و توسط چهار پادشاه ساخته شد که امروزه به تخت جمشید لقب معجزه هنر

در ایران باستان داده اند.

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

وخشنکام
شنبه 87 اسفند 3 6:52 عصر

وخشنکام

آبان روز از اسفندماه برابر با 10 اسفند در گاهشماری ایرانی برابر با 4 اسفند خورشیدی

جشن «وَخشنکام» در گرامیداشت رود «آمودریا» یا «جیهون»، بزرگ ترین رود سرزمین های ایرانی.

این نام از بزرگ ترین شاخه ی آمودریا بنام رود «وخش» برگرفته شده است. ابوریحان بیرونی «وخشنکام» را «فرشته جیهون» می داند و می بایست با «اَناهیتـَه» یا «آناهید» اینهمانی داشته باشد.


دیدگاه های شما()

<      1   2   3   4   5   >>   >

جدول همه یادداشت های این تار نگار
سپاس
www.mastaan.ir
نشانی جدید تارنگار
سیرسور
جشن دیگان شاد باد
شب یلدا شاد باد
پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
فرتور خودم
بک گراند بیزینس
بک گراند اندیشه نیک
خدای درون
اوستا بخش دوم
اوستا بخش نخست
دین زرتشت
زرتشت
[همه عناوین(105)][عناوین آرشیوشده]

mastaneashegh.parsiblog.comMaso'ud Kazemi, 09112775116 - 09371275689 مزرعه طلایى گرگان - شهرک امام - 3353248 - 09111750694 - فروش کالای کشاورزی و ابزار وابسته

زیبا و خواندنی

ضرب المثل

پاسداری از زبان پارسی

دیدگاه شما ؟

تارنمای مســــتانی

آگاه سازی

نو اندیشى - دیدگاه آقای کبیر یکی از نو اندیشان ایرانی

گاه شمار

یکشنبه 97 اردیبهشت 2

از آغاز: 231330 بازدید

امروز: 33 بازدید

روز پیش: 192 بازدید

فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[ Atom ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

شناختن من

مستان ِ عاشق
اهورا هخا
تارنگار مستان

آرم خودم

مستان ِ عاشق

بود و نبود

یــــاهـو

آرم دوستان


















لینک دوستان

یادداشتهای من
مذهب عشق
هادی حامد رحمت
تک پیکسل (سرویس تبلیغات پیکسلی رایگان)
فرهنگ سرای پارسی
مستان ِ عاشق
پری ناز دختر شمالی
بیا تو بندر
اَمُــــــــردادگان

بایگانی

تاریخ و تمدن[31] . زرتشت[14] . تصاویر[9] . از همه جا[9] . موزیک و ویدئو[8] . گاه شمار[6] . گردشگری[6] . جشن ها[4] . مذهبی[3] . تلفن همراه[3] . زمینه میز کار[2] . اتومبیل[2] . دین و سیاست[2] . لطیفه[2] . لینک بلاگ . زمینه میز کار . طبیعت بی زبان . بازی ها . پزشکی . نوشته های خودم .

بایگانی

مطالب پیشین

اشتراک

 

نگارشگر پایه تارنگار

www.parsiblog.com
مستان ِ عاشق گزینش برای رویه خانگى