سفارش تبلیغ
صبا
مستان ِ عاشق

آنکه با کسی که از مدارایش ناگزیر است مدارا نمی کند، حکیم نیست . [امام علی علیه السلام]

نگارش شده به دست: اهورا هخا

پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
جمعه 88 آذر 13 10:56 صبح

پیشگویی های زرتشت از آینده ایران

 

 

پیشگویی شگفت انگیزجاماسب ازاوضاع گرفتارایران درآینده ( برگزیده های از یشت ها ) :

گشتاسب شاه پرسید : این دین ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه ای است ؟

1 ) "جاماسب بیتخش " پاسخ داد : که این دین هزار سال روا باشد پس از آن مردمانی که هم پیمان شکن هستند با یکدیگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ایرانشهر ( مملکت ایران زمین ) به دست تازیان سپارده شود و تازیان هر روز نیرومندتر شوند و شهر شهر را تسخیر کنند . ( همانطور که سپاه تازی به ایران حمله کرد و شهرهای ایران را یکی پس از دیگری تصرف کرد و ایرانیان را وادار به پذیرفتن اسلام یا دادن خراج کردند )

2 ) مردم ایران زمین به نابکاری - فساد - رذیلت و دروغ گرویده و از روش کردار نیکو آزرده میوشند و کناره گرفته .

3 ) آمار گنجهای ایرانشهر رو به گسترش می رود و زرین و سیمین ها برای فرمانروایان انبار می شود .

4 ) سپس همه اینها ناپدید شود و بسیار گنجهای پادشاهان ایران به دست دشمنان رسد و مرگ بی زمانه و نابهنگام گسترش یابد. ( همانطور که کاخهای مدائن توسط سپاهیان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهای چندین دهه پادشاهی ایران و فرشها ابریشم ساسانیان توسط تازیان تکه تکه و غارت شد . )

5 ) همه ایرانشهر به دست دشمنان تازی افتد و انیران ( ضد ایرانیان ) در ایران فراوان شوند به طوری که ایرانی از انیرانی مشخص نشود .

6 ) در آن زمان " توانگران بد اندیش" بر درویشان پیشی میگیرند و آزادگان و بزرگان ایرانهشر در رنج و سختی زندگی خواهند کرد .

7 ) به جایی خواهد رسید که فرزندی را که زایند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و برای کسب خواسته های خود از یکدیگر درگیر شوند . ( به وضوح در ایران دیده شده که عده ای فرزندان خودشان را برای گرفتن مقداری پول حراج میکنند به طوری که روزنامه ایران چند ماه پیش خبر داد زنی جنین خود را در شکم اش به مبلغ 1.5 میلیون تومان فروخت و آن پول را برای دادن پول پیش خانه پرداخت کرد !!! )

8 ) مردان زن صفت که ناپدید بودند در ایرانشهر هویدا میشوند و دروغ گسترده میشود . همانطور که فردوسی بزرگ در این باره فرموده است ( بعد از فتح ایران بدست اسلامیان تازی ایران اینگونه خواهد شد ):

چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود

تبه گردد این رنجهای دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز

نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر********* ز اختر همه تازیان راست بهر

برنجد یکی دیگری برخورد******** به داد و به بخشش کسی ننگرد

ز پیمان بگردند و از راستی********* گرامی شود کژی و کاستی

پیاده شود مردم جنگجوی********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی

رباید همی این از آن آن******** زین ز نفرین ندانند باز آفرین

نهانی بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود

بداندیش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنین چاره گر

شود بنده ی بی هنر شهریار******** نژاد و بزرگی نیاید به کار

به گیتی نماند کسی را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا

ازایران واز ترک و از تازیان *********نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی *********بود سخن ها به کردار بازی

همه گنجها زیر دامن نهند *********بمیرند و کوشش به دشمن دهند

9 ) ( اتمسفر و هوای ) ایرانشهر رو به آشفتگی و سرمای سخت و گرمای سخت می رود و نباتات کم شود .

10 ) از آن پس زمین لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زیاد پدیدار شود و ویرانی ها به بار آورد . باران بی موقع و بی سود باریدن میکند .

11 ) سوار پیدا میشود و پیداه سوار میشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقیقا همان صحبتی که فردوسی بزرگ درباره ایران پیش بینی کرده بود و می بینیم که به واقعیت پیوسته و کسانی سردمدار ایران شدند که کارشان چیز دیگری بوده است ) فردوسی :

پیاده شود مردم جنگجوی******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی

12 ) مردان روی به دلقکی و لوده گری و ریاکاری روی خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاری گسترش یابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالایق روی کار خواهند رفت .

13 ) پادشاهی و حکمرانی ایران بدست کسانی خواهد افتاد که انیران اند و در ظاهر بسیار دین مدار و آئیین و مسلک دار هستند.

14 ) آن تازیان با ارمیان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجیب و پلید شود .

و . . .

سپس گفتگوی زرتشت با اورمزد است که آینده ایران را پرسش میکند ( از بهمن یشت ) :

 

1 ) در آن پست ترین هنگام 100 گونه و 1000 گونه و 10000 گونه دیوان ژولیده موی از تخمه خشم از راه برسند .

2 ) آن بد تخمان از خطه خراسان به ایرانشهر بریزند و با پرچمی با موهای ژولیده و ظاهری نا آراسته از راه میرسند که همگی مزدور می باشند .

3 ) سپس شهرها و دهها به ترتیب ویران میشوند و آنان که من اورمزد آفریدم همگی در نابودی قرار میگرند .

4 ) آنان فریب کار بوده و آنچه که میگویند نمی کنند . و بدترین مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد میشوند . آنان به گفته های خود عمل نمیکنند و در سخن خود استوار نیستند .

5 ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آید و گفتار راست آنان شک برانگیز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوی دهندگان ناحق و فریب کاران برای آنان راست آید .

6 ) در ان زمان سوگند های دروغین زیاد خورند و به زور به چیزی گواهی میدهند و به اورمزد ناسزا گویند .

7 ) از گناهانی که مردم کنند از هر 5 گناه 3 گناه را پیشوایان دینی کنند و آنان کسانی هستند که با نیاکان دشمن هستند و عبادتی که خود گویند انجام ندهند و از دوزخ بیمی ندارند .

8 ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالی رواج یابد .

9 ) پادشاهی و فرمانروایی ایرانشهر به دست انیران افتد و همچون سغدیان و ترکان و کابلیان و تازیان باشند . ایشان چنان فرمانروایی بدی کنند که که مرد پرهیزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان یکی باشد .

و . . .

زراتشت نامه هم که در سال 1278 میلادی ( 727 سال پیش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پیشگویی ها یش را از اینده وخیم ایران به صورت شعر در آورده :

 

 

به ایران بباشد سه جنگ تمام ****** بسی کشته گردند مردان نام

همه پارس و شیراز پرغم شود ******به جای طرب رنج و ماتم شود

بود حکمرانی آن دیو کین ****** که دین بهی را زند بر زمین

نیابی در آن مردمان یک هنر ******* مگر کینه و فتنه و شور و شر

و . . .

متاسفانه می بینیم که پیشگویی ها یکی پس از دیگری به حقیقت می پیوندند و امروز ما نوادگان کورش هستیم که میتوانیم سرنوشت ایران را از این گرفتاری ها نجات دهیم .

-----------------------------------------------------------------------------------------

بن مایه: فلسفه زرتشت : اثر دکتر فرهنگ مهر انتشارات جامی 1374 تهران - زرتشت پیامبر ایرانی دینی نو از دین کهن : دکتر فرهنگ مهر - دکتر علی اکبر جعفری


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

اوستا بخش دوم
سه شنبه 88 اردیبهشت 1 8:51 عصر

یشت ها و گاتها


(یشت ها)، سرودهای توحید است که میگویند خود زرتشت گفته است که بعضیها با کلمه (یاسین) در قرآن، برابر دانسته اند. چون این کلمه، قرائتهای مختلفی دارد و به صورت (یشمه) و (یشما) و (یسن) و (یسنا) و... هم نوشته شده است. (یشت ها) سرودها و ادعیه ای است در ستایش ایزدان که ایزد از ریشه (یزد) است که همان (یسنا) و (یشت) و (یزدان) همه ریشه مشترک (یزد) دارند که به معنای ستایش و پرستش است. کتاب اوستا شش فصل است. اولین فصل، گاتها است که به عقیده زبان شناسان، اثر خود زرتشت است که بنام سرودهای دینی خطاب به اهورامزدا سروده است. زبان شناسان، زبان این سرودها را کهنه ترین زبانی میدانند که در میان ما وجود دارد و از لحاظ مفاهیم نیز چنین است. بر (گاتها) سرودهایی افزوده اند که مجموعه (گاتها) و اضافات (یسنا) را میسازند که سرودهایی است مربوط به عدالت و پرستش خدا.



آنچه بر گاتها افزوده شده است، زبان جدیدی دارد که از لحاظ زبان شناسی متعلق به دوره هخامنشی است و بعد به (ویسپرد) و (وندیداد) میرسیم که از نظر زبان شناسی به اواخر دوره ساسانی مربوط است. از نظر زمانی، اوستا از زمان زرتشت آغاز میشود و به پایان دوره ساسانی و آستانه ظهور اسلام میرسد. در مطالعه اوستا هر چه از گاتها دور شویم، از توحید و لحن اهورامزدای واحد و یگانه و زرتشتی که اهورامزدا را خالق همه چیز (نور و ظلمت و نیکی و بدی و زشتی و زیبایی) خطاب میکند، فاصله میگیریم و به اواخر کتاب که میرسیم، بطور روشن و مشخصی، جهان به دو نیم میشود. دو کشور، دو مرز، دو نژاد و دو رئیس پیدا میکند که هردوی آنها، هم شان و هم نیرومند و در برابر هم، سویی اهورامزدا است و سوی دیگر اهریمن.یعنی خدای واحدی که خالق یزدان و شیطان بود و خیر و شر، خود نزول کرده است و به دو نیم شده است (نیمی خیر و نیمی شر) و خود در برابر نیمه خویش ایستاده است.


کاملا روشن است که این، ثنویت و دوگانه پرستی است. بنابراین اوستای قدیم یک متن دینی توحیدی است و هر چه پیش می آییم و به روزگار ساسانیان نزدیکتر میشویم به شرکی میرسیم که بر اساس دوگانه پرستی بسیار مشخص و غیرقابل توجیه و تفسیری استوار است. کتاب مقدس آیین مزدا (اوستا) یا (زنداوستا) است (اوستا متن و زند تفسیر است). این نوشته های مقدس، فقط در قرن سوم میلادی گردآوری شد و در قرن چهارم مسیحی به عنوان کتاب شریعت دین زرتشت اعلام گردید ولی یک بخش از این آثار، مخصوصا پنج سرود موسوم به گاتها به عصری بسیار پیشین تر تعلق دارد و تالیف زرتشت است. (یشت ها) از مهمترین قسمتهای اوستا است و دربردارنده بیست و یک فصل که هر فصلی در تعریف و ستایش یکی از فرشتگان یا (امشاسپندان) است. هر قسمت از این فصول را در زمان مخصوصی میخواندند. مثلا در فروردین یک قسمت از (یشت) را در روز نوزده فروردین بنام فروردین و روز فروردین ماه است، میخوانند و یا (مهریشت) را در روز مهرگان (16 مهرماه) در تعریف مهر (خورشید) بیان میدارند و (تیریشت) را در جشن ابرتیرگان باید قرائت کرد.


نامهای فصول با ذکر فرشته ویژه آن شناخته شده است.


1-هرمزیشت، 2-خردادیشت، 3-ماه یشت، 4- مهریشت، 5-فروردین یشت، 6-دین یشت، 7-زمایاریشت، 8-هفت امشاسپند، 9-آبان یشت، 10-تیریشت، 11-سروش یشت، 12-بهرام یشت، 14-هوم یشت، 15-اردیبهشت یشت، 16-خورشیدیشت، 17-گوش یشت، 18-رشن یشت، 19-رام یشت، 20-اشتاریشت، 21-وننریشت.


(یشت) کلمه اوستایی (یشتی) از ریشه همان کلمه اوستایی (یسنا) میباشد که به معنای نیایش بکار میرود و (یسنا) را موقع ستایش و عبادت میخوانند. اما یشتها ویژه ستایش خداوندگار و امشاسپندان و ایزدان است. بعضی محققان در رابطه با (یشت ها) گفته اند: در آغاز ترکیب شعری داشته و این اندازه نبوده و بعدها به تدریج مطالبی به آنها افزوده شده است و از صورت شعری بیرون آمده اند. یشتهایی که تا امروز باقی مانده اند به بیست و یک یشت میرسند. نام هر یشتی با یکی از ایزدان و امشاپندان مشخص گردیده است. اما نخستین یشت موسوم به هرمزیشت، درباره پروردگار و صفات و افعال اوست. در یشتها، نشانه هایی از آیین آریایی دیده میشود. در این یشت، مضامین و مطالبی است که نشانه قدمت آن میباشد.


هروزیشت، اولین یشتی است که در آن از صفات خدا سخن رفته است. دومین یشت از دو قسمت تشکیل گردیده است که عبارت است از: هفتن یشت کوچک و هفتن یشت بزرگ.


اولی درباره هفت امشاسپند است که قبلا اشاره شد. در میان یشتها فقط دو امشاسپند هستند که دارای یشت ویژه ای هستند: (اشاوهیتنه) یا (اردی بهشت) و (همه اواتات) یا (خرداد).


اگر چه گمان میرود که دیگر امشاسپندان هم دارای یشت مخصوص باشند، ولی چون بخشهایی از اوستا از بین رفته، اثری از آنها در دست نیست. سومین یشت موسوم به (اردی بهشت یشت) که دومین (امشاسپند) است و چهارمین یشت موسوم به (خردادیشت) که به حساب، پنجمین امشاسپند میباشد. یشت پنجم بنام (ابات یشت) ویژه ایزد آب است بنام (آناهیتا). الهه ایزد آب دیگری بنام (ایم نبات) داریم که به معنی (زاده آبها) است.


... واین قدیمی ترین قسمت اوستا است.

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

اوستا بخش نخست
سه شنبه 88 اردیبهشت 1 8:50 عصر

نظر یک محقق فرانسوی


کتاب زرتشتیان اوستا نام دارد که یکی از قدیمی ترین کتب جهان بشمار میرود و شاید کهن ترین اثر مکتوب قوم ایرانی باشد. اوستا در یک عهد و به دست یک نفر نوشته نشده، بلکه در طول سالیان، توسط افراد بسیار نگاشته شده است. محققان بر این باورند که بخشی از اوستا که (گاتاها) نام دارد، کهن ترین قسمت اوستا است. این قسمت، حاوی سرودهایی است که بر زبان زرتشت جاری شده است. اوستای موجود، اوستای اولیه نیست. زیرا اصل آن در گذر روزگار از بین رفته است. اوستای اصلی به خط زرین نوشته شده بود که در حمله اسکندر مقدونی به ایران نابود شد.



 از آن پس، دوباره در روزگار (بلاش اشکانی) و (شاپور اول) قسمتهایی از آن گردآوری و تدوین شد. زبانی که اوستا با آن نوشته شده، یکی از کهن ترین زبانهای ایران قدیم است. اگر چه به درستی روشن نیست که این زبان در چه دوره ای رواج داشته، اما همین اندازه معلوم است که با زبانهای دیگر اقوام آریایی چون فارسی باستان و سنسکریت (زبان مردم هند) تجانس داشته است.


(سایکس) نیز بر این عقیده است که: کتاب اوستا به زبانی نوشته شده که آنرا (اوستیک) میگویند و با زبانی که شاهان هخامنشی در کتیبه های خود بکار برده اند، فرق دارد.


گفته اند که اوستا بیست و یک کتاب بوده که با خط طلا بر دوازده هزار پوست گاو نگاشته شده. پس از انقراض هخامنشیان، کتاب نیز از بین رفت و فقط قسمتهای کوچکی از آن بدست آمده است. (بلاش اول) پادشاه اشکانی، این کتاب را احیا کرد و اردشیر ساسانی انجام آنرا به پایان برد. گمان میرود که در دوره های بعد، به آن اضافاتی شده باشد.


آنچه از اوستا در دست است، عبارت است از:


1-یسنا: مشتمل بر 72 فصل حاوی سرودها که گاتها جزء آن است.


2-ویسبرد: مجموعه ای از ادعیه و سرودها.


3-وندیداد: قانون و دستورات موبدان و مبین احکام عبادات و ...


4- یشت ها: شامل سرودهایی در تجلیل فرشته های موکل ایام و ...


مهمترین قسمت اوستا، گاتهاست که شبیه (مزامیرعبریان) است. گمان میرود (گاتها)، سرودهای شخص زرتشت باشد.

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

دین زرتشت
سه شنبه 88 اردیبهشت 1 8:49 عصر

با درود - چون مدیران سرویس دهنده پارسی بلاگ با وجود این نبشته در بلاگ مخالف بودند ، تا آگهی پسین این نبشته برداشته می شود .

پیام  :

مدیر محترم وبلاگ مستان ِ عاشق(اهورا هخا) 
با سلام 
یادداشتی با عنوان دین زرتشت در وبلاگتان مغایر قوانین سایت پارسی بلاگ ارزیابی گردید. 
علت مغایرت:متن و کلمات استفاده شده در وبلاگتان
لطفا هرچه سریعتر نسبت به تغییرات لازم اقدام نمائید. در غیر اینصورت با وبلاگ شما مطابق قوانین سایت برخورد خواهد شد. 
با تشکر از همکاری شما
تیم مدیریت محتوایی


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

زرتشت
سه شنبه 88 اردیبهشت 1 8:45 عصر

زرتشت


(زوراست) یا (زرشتر) یعنی دارنده شتران زرد... مستشرقین با حقه بازی عجیبی، تاریخ تولد زرتشت را از 329 تا 600 ق.م، به 6000 سال ق.م، و حتی 6000 سال پیش از حمله اسکندر عقب میبرند تا به یک نتیجه گیری نژادی دست بزنند. چرا که اروپایی (هر دین و مذهب و مکتبی داشته باشد) با نوعی خودپرستی، خود را منشاء و دلیل وجودی هر مذهب و مکتب و فلسفه ای میداند


محل تولد او نیز مجهول مانده. بعضی گویند در ناحیه ماد (آذربایجان) در شمال غرب ایران و بعضی گویند در (باکتریا) بوجود آمده. ولی از قرار معلوم وی در غرب ایران زائیده شده و در شرق ایران به کار دعوت خود پرداخته است. روایات باستانی بر آن است که زرتشت در پانزده سالگی نزد آموزگاری تعلیم یافت و از او (کشتی) دریافت کرد. کشتی نام کمربند مقدس زرتشتیان است. از آغاز عمر خود به خوی مهربان و سرشت لطیف معروف گردید.


در هنگام بروز قحط سالی که در ایام جوانی او اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان حرمت و رافت و درباره جانوران محبت و شفقت به عمل می آورد. چون به بیست سالگی رسید، پدر و مادر و همسر خود را رها کرده برای یافتن اسرار مذهبی و پاسخ مشکلات روحانی که اعماق ضمیر او را پیوسته مشوش میداشت، در اطراف جهان سرگردان شد و از هر سو رفت و با هرکس سخن گفت، شاید که نور اشراق درون دل او را منور سازد... در منابع یونانی گفته شده که زرتشت مدت هفت سال در غاری درون کوهی به سر آورده که به خاموشی مطلق میگذرانید.


آوازه کار او از شرق به گوش مردم روم رسید و شهرت یافت که مردی مرتاض، بیست سال تمام در بیابانها گذرانیده و جز پنیر، طعامی نخورده است. چون به سی سالگی رسید، زرتشت را مکاشفاتی دست داد. روایات در این باب به قدری فراوان و اغراق امیز است که برای او معجزات عجیبه و کرامات غریبه، ذکر کرده اند. گویند نخستین بار که برای او کشف و شهود دست داد، در سواحل رود (دینا) در نزدیکی موطن او بود. ناگهان خیال شبحی که بلندی قامت او، نه برابر انسان متعارف بود، در نظرش نمودار گردید که او را فرشته (وهومنه) یا (بهمن) یعنی پندار نیک، نام نهاده اند. پس فرشته با او گفت و شنود کرد و به او فرمان داد که جامه عاریتی کالد را از جان دور سازد و روان را پاک و ظاهر فرماید که آنگاه صعود کرده، در پیشگاه اهورامزدا یعنی خدای حکیم، حاضر گردد.


از آن پس، هشت سال دیگر بر زرتشت بگذشت و او در عالم کشف و شهود با شش فرشته مقرب (امشاسپندان) یکایک، گفت و شنود کرد. از آن پس، ده سال تمام بر زرتشت بگذشت که به پرستش و عبادت اهورامزئدا مشغول بود و پیوسته از مردم آن روزگار، جفا و آزار میدید. پس از این مکاشفه، بیدرنگ تعلیم خلائق را آغاز کرد. ولی در ابتدا کسی به سخنان او گوش نداد. چندین بار نومید شده در معرض فتنه و آزمایش قرار گرفت. عاقبت پس از ده سال، زرتشت به مقصود رسید و نخستین کسی که آیین او را پذیرفت، عموزاده وی مردی بنام (میندی نیمون ها) بود. پس در یکی از بلاد شرقی شرقی ایران به دربار پادشاه آن دیار به نام (ویشتاسب) راه یافت. مدت دو سال، زرتشت کوشش بسیار کرد که این پادشاه را به دین خود در آورد. پادشاه با زرتشت همراه گردید ولی چون تحت نفوذ کارپانها (روحانیون) واقع بود، آنان با اقدامات شیطانی خود علیه عقاید زرتشت برخاستند و باعث شدند که زرتشت را دستگیر ساخته و به زندان اندازند. سر انجام پس از دو سال از زرتشت معجزه ای به ظهور رسید.


بالاخره شاه به دین او درآمد. ویشتاسب سراسر نیروی خود را برای نشر دعوت آن پیامبر به دین، بکار برد. درباریان و امرا نیز به دنبال شاه، بر او گرویدند. از مدت بیست سال دیگر که از عمر زرتشت باقی مانده بود، روایات و حکایات بسیاری نقل کرده اند. در سراسر این روزگار، وی به نشر دین اهورامزدا در میان ایرانیان بگذرانید. در این زمان دو پیکار و جنگ با دشمنان برپا ساخت. جنگ دوم در زمانی روی داد که زرتشت به سن هفتاد و هفت سالگی رسیده بود. در این پیکار اگر چه پیروز گردید، لیکن عاقبت کشته شد. نویسندگان اوستا در هزار سال بعد گفته اند که چون تورانیان شهر بلخ را به غلبه گرفتند، یکی از آنان ناگهانی بر آن پیامبر یزدانی تاخته و او را در برابر محراب آتش در حال عبادت، به قتل رسانید.

 

زرتشت را یونانیان، (زوروآسترس) و رومیان و اروپاییان، (زوروآستر) مینامند. وجود تاریخی او محل اختلاف است و اعتراض. (جیمزدارمستر) مفسر فرانسوی اوستا، از زرتشت خدایی میسازد و او را تظاهر هوم به شکل انسان میداند. (کرن) هلندی، او را افسانه ای منسوب به خورشید میشناسد. با این وجود آثاری موجود است که وی را شخصیت تاریخی میدهد. معمولا این رای رایج است که زرتشت میان هفتم و ششم ق.م، بوده است. افلاطون صریحا از زرتشت نام برده و او را موسس آیین (مزدیسنا) دانسته است.


 

(بروسوس)، مورخ قرن سوم میلادی، زرتشت را سر سلسله پادشاهان ماد میداند. مورخان اسلامی، زرتشت را معاصر (گشتاسب) یا (ویشتاسب) میدانند. در فروغ مزدیسنا آمده است که زرتشت در شهر (ری) بدنیا آمده است. یونانیان زرتشت را (زوروآستر) می نامیدند، یعنی ستاره شناس.


 

(دیوژن)، زرتشت را به معنای ستاره پرست گفته است. زرتشت به معنای شخم کننده یا شتر نیز آمده است. اعراب، زرتشت را سلطنت زرین گفته اند. زرتشتیان نام وی را (سپیتامه) میدانند. آذرگشسب مینویسد: (اسفتمان)، پس از رسیدن به مقام روحانی به لقب (شترپیر) یا (زرد رنگ) مفتخر گردید. شتر حیوانی نبوده که در بین آریاییهای ایرانی اهمیت و ارزشی داشته باشد تا دارنده آن به خود مباهات کند. پس دارنده شتران زرد رنگ، به پیامبران ایران نمیچسبد.


 

واژه زرتشت در تاریخ به دوازده گونه ضبط گردیده است :


 

زردشت، زردتشت، زرهشت، (این سه بر وزن: انگشت)


 

زاردشت، زاراهشت، وزراتشت، (این سه بر وزن: خارپشت)


 

زرادشت، وزراهشت، وزرادشت، (این سه بر وزن: چراگشت)


 

زره دشت، زره تشت، وزره هشت، (این سه بر وزن: دره پشت)


 

زردشت، زرتهشت، وزاردهشت، وزارتهت، (به دال مهمله و تاء مضموم)


 

نام پدر زرتشت، (پورشب) و نام مادرش، (دغویه) آمده است. در باب تحصیلات زرتشت نیز اختلاف بسیار است که برخی او را تحصیلکرده یونان و برخی دیگر، شاگرد مکتبهای فلسفی هند میدانند. زرتشت با دختر (فراشائوش ترا) بنام (هووی) ازدواج کرد و شاه نیز با دختر زرتشت، (وجامناسیاه) که از زن اول او بود، ازدواج نمود. زرتشت در سن هفتاد یا هفتادوهفت سالگی در حالی که در برابر محراب به عبادت مشغول بود، به وسیله یک سرباز تورانی کشته شد

بر گرفته از بلاگ تخت جمشید


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

پـاکی تن و اشـویی روان
شنبه 87 اسفند 3 7:29 عصر

کلیه مطالبی که باید در خصوص آشنایی با چگونگی خوانـدن نمـاز و نیـایش در کیش زرتـشتـی مورد توجه قرار گیرد از نظر گذشت و مفاهیم و اشکال ظاهری مراسم بیان شد . در آخر بطور خلاصه می توان اینگونه عنوان کردکه یک زرتشتی پس از مراسم سدره پوشی بطور رسمی به جمع زرتشتیان می پیوندد و از آن پس همیشه با پاکی تن که با خواندن اشم وهو ،  یتااهو وسروش باج به هنگام استحمام و کشتی نو کردن پس از آن حاصل میشود باید نمازهای روزانه خود را بجای آورد و از بر آمدن خورشید در بامداد که از خواب بر می خیزد ، پس از شستن دست و روی با سری پوشیده در مکانی که تا هفت قدم از هر سوی پاک میباشد رو به سوی روشنایی  ایستاده و ضمن گذاشتن خوشبوهایی همچون چوب صندل ، کندر و اگربتی و . . .  بر آپریگون (مجمر آتش ) با نو کردن کشتی نماز خود را آغاز میکند و در ادامه با خواندن نیایشهایی از کتاب خرده اوستا  همچون اشم وهو ، یتااهو  و دیگر نیایشها به سپاس و ستایش  اهـورا مـزدا  و آفریده های نیک و سودمند اهورایی می پردازد و در پایان پس ازخواندن تندرستی ، پیمان دین و ستایش یکتا خداوند با خواندن  بـرسـاد نماز و نیایش خود را با ذکر نام ماه ، روز و گـاه مورد نظر به  درگاه  اهـورا مـزدا  تقدیم میکند . این عمل در طی شبانه روز  پنج مرتبه تکرار میشود .

          در حال حاضر کسانی که خواندن خرده اوستا را بطور صحیح فرا نگرفته اند و یا زمان کافی برای نیایش در اختیار ندارند ، ضمن پاکی تن و اشویی روان با خواندن 3 تا 7 مرتبه اشم وهو  و  یتااهو با سری پوشیده ، رو به سوی روشنایی یا آتـش ، نمـازهای بایستـه خود را بجای می آورند . ضمنـاً برای جایگزینی خوانـدن دیگر قسمتهای خرده اوستا جدولی وجود دارد که بر اساس آن با خواندن تعداد مشخصی اشم وهو  و  یتااهو و در پایان ، برساد همانند خواندن همان نیایشها بهره لازم برای نمازگزار حاصل می گردد .

          یک زرتـشتـی در کنار نیایشهای روزانه در طی سال با برگزاری جشن های ماهیانه و داد و دهش در شش چهره گهنبار و برپایی نوروز و جشن سده و رفتن به آتـشکده و  آتـش ورهرام ،  شاه ورهرام ایزد (3) و زیارتگاههای دیگر در روزهای ویژه وگرامیداشت در گذشتگان در پرسه های همگانی ، تلاش میکند تا  پـاکی تن و اشـویی روان خویش را همواره حفظ نماید و نیکی و پـاکی را در جهان گسترش دهد ، چنانکه هر زرتـشتـی پیوسته این آیه از گاتـها  را  با خود زمزمه میکند :« ات  چا  توئی  وام  خیاما  یوئی  ایم  فرشم  کرنئون  اهوم  مزدائوس  چا  اهورا  ئونگهو  آ  مویسترا  برنا  اشا  چا  هیت  هترا   منائو   بوت  یترا  چیس  تیش  انگهت  م  اتا . »

          ای  اهـورا مـزدا  ، بشود در زمره کسانی باشیم که جهان را ، به سوی آبادانی و پیشرفت و مردم را به سوی رسایی و خوشبختی رهنمون می سازند.
                                                                                           اهنود گات –  یسنا  هات 30 بند 9


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

پا ورقی پـاکی تن و اشـویی روان
شنبه 87 اسفند 3 7:29 عصر

پـاورقی :

1 . گیتی مینـوی : در بندهش بزرگ ، فرایند هستی یافتن جهان هنرمندانه و به گونه ای زیبـا توصیف میشود که آفریدگاربزرگ  اهـورا مـزدا  سر آغاز آفرینش خود را مینـو قرار داد تا جایـگاه فـروزه های نیـکـش یعنی امشاسپندان باشد . با آفرینش مینـو  راز هستی شکل گرفت و  اهـورا مـزدا  برای آفرینش گیتی در ابتدا به آن شکل مینـوی داد و به آفرینش گیتی مینوی پرداخت و سپس به این گیتی مینوی که پس زمینه جهان مادی بود هستی گیتی ای بخشید و بدین گونه گیتی را آفرید و آنرا جایگاه زندگی در اوج آزادی و انتخاب وهمچنین تلاش پیوسته انسـان برای شرکت جستن در نبردنهایی و پیروزی بر دروغ و پلیدی قرار داد .

          گیتی مینوی را که پس زمینه و سرآغاز آفرینش گیتی بوده را جایگاه روان انسـان در گذار از جهان مادی به سوی مینـوی اهـورائی قرار داد و ارتباط تنگاتنگی مابین گیتی گیتی ای و گیتی مینوی برقرار کرد ( برخی از انسانها و روان درگذشتگان در شرایط خاص توانایی گذشتن و بازگشتن از مرزهای این دو محیط را دارا میباشند برای نمونه میتوان به داستان سفر موبد ارداویراف اشاره کرد .) اهـورا مـزدا  گیتی مینوی را جایگاه درنگ و بازگشتن روان برای تکامل و رسیدن به اشویی تا زمان دل کندن از دلبستگیهای انسانی و آمادگی برای ورود به جایگاه پر فروغ اهورائی ( انارام ، انغر روشنگاه خدا ) وهمپرسگی با  اهـورا مـزدا در روز واپسین قرار داد .

          انسان اندیشمند و آگاه باید با درک حقیقت راستین ، هدف بزرگ خود را رسیدن به مینوی اهورائی قرار داده وبرای رسیدن به فروزه های پاک اهـورائی تلاش کند تا در روز واپسین لیاقت همپرسگی با  اهـورا مـزدا را دارا باشد و به آفریدگار خویش بپیوندد .

 


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

درباره ی زرتشت
شنبه 87 اسفند 3 7:23 عصر

به خشنودی اهورامزدا

زرتشت پیامبر بزرگ اریائی , یکی از جمله نوادر اندیشمندان جهان است . درباره دوران زندگی وی اگاهی درستی در دست نیست , اما قدر مسلم ان است که دانشمندان بر اساس و پایه پژوهشهاو برسیهای انجام شده,زمان زندگی وی را از 1500 تا 3000سال پیش از میلاد میدانند . (اگر امسال را 1384 خورشیدی در نظر بگیریم دقیقا"3743سال).

اموزشها وفلسفه وجهان بینی زرتشت از همان دورههای کهن مورد توجه حکما و فلاسفه بزرگ جهان بوده است .اندیشمندان جهان باستان چون فیثاغورس,ارسطو,افلاطون و... با افتخار وغرور از زرتشت و فلسفه وی یاد کرده اند .در حکمت اشراق اهمیت و اعتبار و دیدگاههای وی زمینه ساز بسیاری از تحولات در فلسفه و حکمت شد .فلسفه عمیق زرتشت , از افلاطون تا هگل را از جنبه های متفاوت و سرشار خود برخوردار کرده است و نیچه مرد برتر را در وجود این بزرگ مرد تاریخ یافته و معرفی نموده است .

زرتشت نخستین پیغمبری بود که در ان دوران کهن خدای واقعی را شناخت و یکتاپرستی را مطرح کرد .در فلسفه بران بود که دو گوهر همزاد در اغاز , در عالم تصور پیدایی یافتند که بکی نیکی و ان دیگری بدیست . اساس حرکت و جنبش و زندگی از برخورد این دو می باشد و این هدف هیچ ارتباطی با ذات خداوند ندارد , در نهاد ادمی هم خیر هست و هم شر .

پروردگار ادمی را ازاد و با اختیار و اراده کامل افریده , فرد خرد مند باید از میان نیک و بد , نیک را بر گزیند نه بد را و پیرو راه سپنتا مینو باشد نه انگر مینو .

زرتشت بر علیه خرافات و موهومات دوره خود قیام کرد . قربانی پیشکش ندر ها و پرداخت باج و خراج به کاهنان  و قبول زور و بیداد از سوی فرمانروایان خودکامه و زهد و ریاضت را مردود شمرده و از کردار اهریمنی معرفی نموده . کار وکوشش و زندگی خوب وسالم و خوش ونعمت از راه درست به دست امده را ستود . عبادت را فقط خدمت به مردم و پیروی از سه اصل : اندیشه و گفثار و کردار نیک معرفی کرد . بسیاری از طبقات و گروههای اجتماعی ان روز که سود خود را در خطر دیدند بر علیه وی قیام کردند  اما زرتشت با  مقاومتی صبورانه ایستادگی کرد و در انجام رسالت خویش کامیاب گشت

سروده های زرتشت که در میان تمام اثار دینی جهان مشخص و متمایز میباشد , موسوم است به گاثه ها .گاث سرودی است که با سدای خوش و اهنگین خوانده می شود و17 قطعه می باشد . سایر بخشهای اوستا به زرتشت ارتباطی نداشته و بعدها به این اندیشمند بزرگ و پیامبر کهن نسبت داده شده و تفاوت در سبک و معنی و مفاهیم , این مورد را کاملا" روشن می کند

یزدان پاک نگهبان ایران باد


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

مراسم زرتشتی شدن
شنبه 87 اسفند 3 7:22 عصر

مراسم زرتشتی شدن - سدره پوشی - کشتی بستن

کشتـی و  سـدره  لباس نیـایش

سدره پیراهنی است گشاد با آستینی کوتاه و بدون یقه که از 9 تکه پارچه که در گذشته از جنس پشم ، پنبه و یا  ابریشم دوخته می شد ، اما در حال حاضر سدره معمولاً از پنبه تهیه میشود . سدره در جلو از گریبان به پایین چاکی دارد که تا به سینه میرسد و در انتهای آن کیسه کوچکی قرار گرفته که به عقیده زرتشتیان مومن و معتقد کیسه کرفه نامیده میشود و معتقدند که کنشهای نیک و سودمندی که در زندگی روزمره از آنها سر میزند در آن جای گرفته و ذخیره میگردد . سدره لباس ویژه پاکی است که نشان بندگی  اهـورا مـزدا  است و یک زرتـشتـی موظف است در تمام لحظات بجز مواقع خاص آنرا به تن داشته باشد .

 سدره پوشی معمولا در بین 7 تا 15 سالگی طی مراسمی که توسط موبد انجام میشود صورت می گیرد و پس از آن فرد رسماً در جامعه مذهبی پذیرفته میشود و همواره باید کشتی و سدره را به تن داشته باشد و نمـازهای روزانه را بجای آورد . کسی را میتوان زرتـشتـی مومن و  واقعـی بشمار آورد که سدره پوشیده و کشتی بسته باشد.

کشتی بندی است باریک و بلند که از 72 نخ پشم گوسفند توسط زن موبد بافته میشود . این 72 نخ را هنگام بافتن به شش قسمت که هر یک دارای دوازده رشته است تقسیم میکنند و به هم می بافند . عدد هفتاد ودو کنایه از هفتاد و دو فصل یسنا است و عدد دوازده اشاره به دوازده ماه سال و عدد شش اشاره به شش گهنباردارد ، سه دور بستن کشتی به دور کمر و بر روی سدره اشاره به سه بنیاد آئینی دین اشو زرتـشت یعنی اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک دارد و پیوسته آنرا  یادآوری می کند . کشتی را باید همواره پیش از خوردن غذا یا پس از آن و همچنین قبل از خواب و بعد از بیدار شدن  و پیش از رفتن به آتـشکده و  آتـش ورهـرام (2)  و خواندن اوستـا و نمـازهای روزانه نـو کـرد .در ضمن برای پاکی تن باید پس از استحمام کشتـی نـو شود .  برای کشتی نو کردن شخص باید پس از شستن دست و روی ، به هنگام خواندن سروش باج وقتی به « نمس چایا آرمی تش ایجاچا » میرسد کشتی را باز کرده و پس از اتمام سروش باج به خواندن اوستـای کشتـی بپردازد و در حین سرودن اوستـای کشتـی به ترتیب زیر دوباره کشتی را بر روی سدره به کمر ببندد که این کار همواره باید در حال ایستاده انجام شود .

ابتدا دو سر کشتی را در دست گرفته و ضمن خواندن اوستای کشتی پس از رسیدن به جمله « شکست اهریمن باد» باید با دست راست سه بار بر روی دست چپ زد ، سپس در ادامه وقتی« مس و وه وفیروزگر باد » خوانده میشود باید وسط کشتی را پیدا کرد وکشتـی را بوسید و پس از « خشنوتره  اهورهه مزدا » دوم بهنگام خواندن  اشـم وهو  کشتـی بدور کمر میزان می شود . در  ادامه  سرایش  اوستای کشتی در  یتااهووئریو  اول در « شیوتنه نام » در قسمت جلو با دست راست گره اول زده میشود و عیناً در  یتـااهووئریو  دوم در « شیوتنه نام » در قسمت جلو با دست چپ گره دوم زده میشود . خواندن اوستا ادامه پیدا کرده و در هنگام خواندن  اشم وهو در « استی اشتا» گره اول با دست راست در پشت سر زده میشود و در « استی اشتا» دوم ، گره دوم با دست چپ در پشت سر زده میشود . مابقی اوستای کشتی تا به آخر خوانده میشود و بدین شکل کشتی نو کردن به پایان می رسد . 

نیایش کشتی دارای دو قسمت پازند میباشد که بخش  اوستـایی آن در میانه  قرار گرفته است . در ادامه مطالب مرتبط با لباس نمـاز باید اضافه کرد که به هنگام خواندن نیایش سر باید پوشیده باشد و چنانچه نمازگزار تا سه گام نزدیک آتـش ایستاده باشد باید دهان خود را نیز با پارچه ای بنام  پـنام بپوشاند .


دیدگاه های شما()

نگارش شده به دست: اهورا هخا

نیایش رو به آتش
شنبه 87 اسفند 3 7:22 عصر

هر یک از آیین گزاران بزرگ برای پرستش خدای یکتا قبله  یا پرستش سویی معین کرده تا در هنگام نیایش با خداوند رو به سوی آن کنند تا اولا هنگام  نماز گروهی قانون و ترتیب خاصی باشد . ثانیا با نگاه کردن به یک سمت و یک نقطه تمام قوای فکری پرستش کننده یکجا متمرکز شده و بدینوسیله بتواند بر خیالات نفسانی غلبه نماید .

تعیین قبله از سوی پیامبران به همین منظور بوده در حالی همه میدانیم خداوند یکتا همه جا حاضر بوده و در هر زمان در کنار ما است . قبله مسلمانان کعبه است و بعلاوه شیعیان مهری را که از خاک تربت است جلو خود می گذارند و به عبادت می پردازند . ساختمان کلیسای عیسویان طوری است که محراب کلیسا رو به مغرب است. در نتیجه عیسویان هنگام نماز در کلیسا رو به شرق و خارج از کلیسا مقابل عکس عیسی و حضرت مریم و یا صلیب مقدس به پرستش می پردازند . کلیمیان نیز هنگام نماز اورشلیم را مکان مقدسی برای تعیین قبله می دانند .

پرستش سو ( قبله ) زرتشتیان نور و روشنایی می باشد بهر شکلی که تجلی نماید خواه این نور از خورشید و ماه باشد یا از شعله آتش و یا چراغ فروزان ، بعلاوه بر زرتشتیان امر شده است که چهار آخشیج را که عبارت از آتش و آب و باد و خاک باشد احترام بگذارند .

با این وجود عده ای که از فلسفه مزدیسنا ( زرتشتیان ) آگاهی نداشتند را بر آن داشت که زرتشتیان به خطا آتش پرست خوانده شوند با این تفاصیل از انصاف به دور است که زرتشتیان آتش پرست خوانده شوند ، زیرا زرتشتیان به دستور اشو زرتشت تنها اهورامزدا ( خداوند ) یکتا را سزاوار و شایسته پرستش می دانند .

از رویی دیگر در بینش اشو زرتشت? خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد. پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند،  هرگونه روشنایی در نماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد .

از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خود می دانستند و به آن افتخار می کردند. زیرا آتش از بین برنده ناپاکی ها و روشن کننده تاریکی ها  است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ  بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد.

فردوسی بزرگ در اینباره میگوید:

نگوئی که آتش پرستان بدند             پرستنده پاک یزدان بدند

زرتشت با انتخاب آتش به عنوان نماد کیش زرتشت از پیروان خویش خواسته است که:

?ـ همچون آتش پاک و درخشنده باشند

?ـ همانگونه که پیوسته شعله های آتش رو به بالا میرود پیروان وی نیز به سوی بالا یعنی به طرف روحانیت و انسانیت و ترقی و تعالی عروج یابند

?ـ آتش با هرچه برخورد کند آنرا نیز چون خود درخشان میسازد به همین گونه زرتشتی نیز باید پی از برخورداری از فروغ دانش و بینش دیگر آنرا از فروغ نیکی اشا(بهترین ـ نظام هستی) بهره مند گرداند

?ـزبانه های آتش هیچگاه به سوی پایین میل نمیکنند آنها نیز بکوشند تا مجذوب خواهش های نفسانی نشوند و پیوسته آمال بزرگ و معنوی را مدنظر داشته باشند

?ـ همانطور که آتش چیزهای نا پاک را پاک می کند و خود آلوده نمی شود آنها نیز با بدی بستیزند بی آنکه خود را به ان بیالایند 

?ـ آتش منبع زیبایی و اساس حیات فعال و بیقرار است و تا بازپسین لحظه حیات از کوشش باز نمی ایستد انسان نیز باید به مانند آتش باشد و آلودگی ها را از طریق رعایت اصول سه گانه(اندیشه نیک گفتار نیک پندار نیک) از بین ببرد .........................


دیدگاه های شما()

   1   2      >

جدول همه یادداشت های این تار نگار
سپاس
www.mastaan.ir
نشانی جدید تارنگار
سیرسور
جشن دیگان شاد باد
شب یلدا شاد باد
پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
فرتور خودم
بک گراند بیزینس
بک گراند اندیشه نیک
خدای درون
اوستا بخش دوم
اوستا بخش نخست
دین زرتشت
زرتشت
[همه عناوین(105)][عناوین آرشیوشده]

mastaneashegh.parsiblog.comMaso'ud Kazemi, 09112775116 - 09371275689 مزرعه طلایى گرگان - شهرک امام - 3353248 - 09111750694 - فروش کالای کشاورزی و ابزار وابسته

زیبا و خواندنی

ضرب المثل

پاسداری از زبان پارسی

دیدگاه شما ؟

تارنمای مســــتانی

آگاه سازی

نو اندیشى - دیدگاه آقای کبیر یکی از نو اندیشان ایرانی

گاه شمار

دوشنبه 97 مرداد 1

از آغاز: 257384 بازدید

امروز: 86 بازدید

روز پیش: 346 بازدید

فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[ Atom ]

[شناسنامه]

[پست الکترونیــک]

[ورود به بخش مدیریت]

شناختن من

مستان ِ عاشق
اهورا هخا
تارنگار مستان

آرم خودم

مستان ِ عاشق

بود و نبود

یــــاهـو

آرم دوستان


















لینک دوستان

یادداشتهای من
مذهب عشق
هادی حامد رحمت
تک پیکسل (سرویس تبلیغات پیکسلی رایگان)
فرهنگ سرای پارسی
مستان ِ عاشق
پری ناز دختر شمالی
بیا تو بندر
اَمُــــــــردادگان

بایگانی

تاریخ و تمدن[31] . زرتشت[14] . تصاویر[9] . از همه جا[9] . موزیک و ویدئو[8] . گاه شمار[6] . گردشگری[6] . جشن ها[4] . مذهبی[3] . تلفن همراه[3] . زمینه میز کار[2] . اتومبیل[2] . دین و سیاست[2] . لطیفه[2] . لینک بلاگ . زمینه میز کار . طبیعت بی زبان . بازی ها . پزشکی . نوشته های خودم .

بایگانی

مطالب پیشین

اشتراک

 

نگارشگر پایه تارنگار

www.parsiblog.com
زرتشت - مستان ِ عاشق گزینش برای رویه خانگى